خرید بک لینک
از لابه لای احساس نبودن ها و تنهایی تو را پیدا کردمدر میان سجده ها و دعاهایماز اعماق رویاهایمتو را یافتم چون پاک ترین عشق خدا را دیدم نمیخواهم بگویم بهترینم و یا بالاترینماما من به امید آن تنهاترینم ک

برچسب: نویسنده: مهسا حیدری تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:47

در میان بهبه ی روزگار و افکار، یافتن یک حال خوب سخت استباید دنبال بهترین ها گشتگاهی خوب ها، آدم ها هستند و گاهی حرف هاو اگر هم بتوانی آدم های خوبی را پیدا کنی که حرف های خوبی می زنند و قلب بزرگی دارند

برچسب: نویسنده: مهسا حیدری تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:47

تمام درها و پنجره ها را میبندی بر روی خودت که مبادا دوباره اسیر یک رویا شوییک خیال بزرگ پر از ابرها و آسمون ساختگی که قصرهایی در آنها نهفته است و هر روز قشنگ تر از بهشت هستنددست هایی که نوازشت می کنند

برچسب: نویسنده: مهسا حیدری تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:47

چه رازیست که همیشه در یادها و قلب ها می مانی و از نسلی به نسل بعد کوچ می کنیسالها می گذرد داغ شب اول رفتن هنوز بر سینه مانده استچرا ؟چگونه شد که هیچکس مثل تو ماندگار نشد ؟شاید برای اینکه به سمت هیچکس

برچسب: نویسنده: مهسا حیدری تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:47

رویای با تو بودن رویای هر روزماز لبخند خیالی سرچشمه می گیره این خیال باطلکه بگیرم دستتو امروز برای فردای پوشالیبرو گریه ازم دوری کن که من معشوقه ای دارم خندانکه منو به آینده میبره فقط با یک صدابگیر چش

برچسب: نویسنده: مهسا حیدری تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:47

به هر گذر که سر زدم خبر نبود از رهگذر آشناهمه غریبه بودند با این دل بی پناهدوستی گریزان و عاشقی ویرانای داد از این خانه ویراندستم گرفت و بوسه ای زد آن نامهرباندلم شکست و رفت آن نامهربانهر آنکس که ماند

برچسب: نویسنده: مهسا حیدری تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:47

برای داشتن تو دعاها کردم و برای یافتن تو همه چیزم را به خدا سپردم. داشتن تو را نعمتی می دانستم از سمت خدای مهربانم و همیشه شکرگذار بودم و هستم.گاهی آدم به نقطه ای می رسد که حتی دوست ندارد صحبت کند و ف

برچسب: نویسنده: مهسا حیدری تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:47

بالهایت رو بگشای برای پرواز خیالآسمان بزرگی ستمن و تو اولین مسافر نیستیم و آخرین هم نیستیممی دانم می خواهی از خستگی بگوییاما دنیا جای خستگی نیستبهترین لحظات را دریاب که تکرار نخواهد شدنفس های تو از جن

برچسب: نویسنده: مهسا حیدری تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:47

آنها داشتند و ما نداشتیمآنها ظلم کردند و ما مظلوم بودیماز ما گرفتند و می گیرند هر آنچه را که داشتیم و داریمبر گریه ما می خندند و ما برای نابودی آنها دعا می کنیمما در برابر مشکلات دعا می کنیم و آنها پو

برچسب: نویسنده: مهسا حیدری تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:47

من هستم و او دیگر نیستنمی خواستم باور کنم که از زندگی من رفته است اما باید با حقیقت روبرو شداو دیگر نیستکاش دوباره می نوشتم و دوباره مرا تحسین می کردکاش دوباره سرش را روی شانه ام می گذاشتکاش بار دیگر

برچسب: نویسنده: مهسا حیدری تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:47

صفحه بندی